چگونه می شود جلوی بگو مگو را گرفت
مرد عاشق سرعت در جاده های پیچ در پیچ است چون میخواهد قدرت جهت یابی اش را در
بازی با دنده ، کلاج و ترمز و تنظیم سرعت و زوایا و فاصله ها به نمایش گذارد.
او این کار را با رادیو خاموش انجام میدهد. مرد امروزی پشت فرمان می نشیند و نقشه را به
دست همسرش میدهد و از او می خواهد که راه را نشانش دهد. زن با قدرت جهت یابی محدود
ساکت می شود و شروع به سرو ته کردن نقشه می کند و بعد احساس ناتوانی به او دست
می دهد. یکمرتبه چیزی را در بیرون به علامتی روی نقشه تشبیه می کند.
بسیاری از مردها نمی توانند درک کنند که اگر در مغز مرکز معینی برای جهت یابی نباشد
آن وقت صاحب آن مغز باید مداوم نقشه را سرو ته کند. برای زن این کاملا منطقی است
که می باید نقشه را در جهتی بگیرد که مسیر به آن جهت است. داشتن مرکز جهت یابی در
دو نیمکره ی مغز در مهارت گفتاری زن اختلال بوجود می آورد. بنابراین اگر نقشه ای به
دست زن بدهید او خاموش خواهد شد و آن را سرو ته خواهد کرد. اما اگر نقشه را به مرد
بدهید او صحبت خود را قطع نخواهد کرد ، منتها رادیو را خاموش خواهد کرد .
چون او نمی تواند از مهارت شنوایی و یافتن مکان روی نقشه بهره گیرد .
این است که وقتی تلفن زنگ میزند مرد از همه میخواهد ساکت شوند تا او بتواند حرف بزند
.
تفکرات ، گرایشات ، عواطف و دیگر زمینه های فاجعه بار
کالین و جیل در مکانی نا آشنا عازم مهمانی بودند. قرار بود مسیر بیست دقیقه طول بکشد
اما پنجاه دقیقه می گذشت که در راه بودند و هنوز اثری از مقصد نبود . خلق کالین داشت
تنگ می شد. برای سومین بار از مقابل یک پمپ بنزین رد شدند. جیل دیگر داشت نا امید میشد.
جیل : عزیزم فکر میکنم باید از بغل پمپ بنزین می پیچیدیم. بگذار آدرس را بپرسم....
کالین : مسئله ای نیست باید همین جاها باشد...
جیل : اما ما نیم ساعت دیر کرده ایم و مهمانی شروع شده. بگذار از کسی بپرسم!
کالین : ببین من می دانم دارم چه کار میکنم ! تو میخواهی رانندگی کنی یا من ؟
جیل : نه ، من نمیخواهم رانندگی کنم اما این را هم نمی خواهم همه شب را دور خودمان
بچرخیم ! کالین : خیلی خوب پس چطوره دور بزنیم و برگردیم به خانه !
این گفتگو برای خیلی از ماها آشناست. زن نمی تواند درک کند چرا مردی که این همه
دوستش دارد وقتی راه را گم میکند یکباره تبدیل به آدمی خشن و بی منطق می شود .
خود زن اگر راه را گم میکرد فورا آدرسی را از کسی می پرسید.
کجای این کار اشکال دارد؟ چرا نمی خواهد قبول کند که نمی داند؟
برای زن دشوار نیست که اشتباهات خود را به گردن بگیرد.
در دنیای زن این کار نوعی تحکیم اطمینان است . زن و مرد هر دو به یک دنیا از
زاویه های متفاوتی می نگرند . مرد چیزها و اشیاء را در ارتباط با یکدیگر با نوعی
تجسم مکانی می بیند درست مانند کنار هم گذاشتن تکه های پازل . زن تصویر را
بزرگ تر و با جزئیات بیشتری می بیند و هر تکه پازل را پیش از آنکه در موقعیت
مکانی ببیند در هم جواری با تکه بعدی تصویر میکند .
آگاهی مرد ارتباط به نتیجه گیری او ، رسیدن به هدف ، و برنده شدن در رقابت دارد .
آگاهی زن بستگی به ارتباط ، همکاری ، هماهنگی ، عشق ، دوست داشتن و
دوست داشته شدن دارد
.
حرف های دخترانه
دخترها درباره ی اینکه کی چه کسی را دوست دارد و یا کی از دست چه کسی عصبانی
است گفتگو می کنند . آنها در گروه های کوچک با هم ارتباط دارند و داشتن رازی مشترک
افراد این گروه را به هم پیوند می دهد . در نوجوانی دختران درباره ی پسرها ، و زن ،
لباس و دوستانشان حرف می زنند . زمانی که بزرگ تر می شوند درباره ی رژیم غذایی ،
روابط شخصی ، ازدواج ، بچه ، عشاق ، شخصیت ها ، لباس ، رفتار دیگران ،
روابط کاری و هر چیزی که مربوط به مردم و مسائل شخصی است گفتگو می کنند .
آن ها ابایی از صحبت درباره ی مسائل جنسی ندارند ، به راحتی درباره ی استراتژی
و تکنیک و دفعات آن سخن میگویند و در توصیفات خود از جزئیات بهره می گیرند
.
متوسط مکالمات تلفنی زن حد اقل ۱۸ دقیقه هست .
حرف های پسرانه
پسرها درباره ی فعالیت ها و چیزها گفتگو می کنند :
چه کسی چه کرد ، چه کسی در چه چیز مهارت دارد و عملکرد چیزهای مختلف چیست .
نوجوانان مذکر درباره ی ورزش ، کارشان ، اخبار ، چه کردند ، کجا رفتند ، تکنولوژی ،
ماشین ، اشیای مکانیکی گفتگو می کنند . مرد به ندرت درباره ی مسائل خیلی مشخص
جنسی حرف میزند که مبادا نتواند مطابق استانداردهای طرف باشد
.
متوسط گفتگوی تلفنی مردها ۳ دقیقه است .
نوشته شده توسط ღღღ مهسا ღღღ در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 ساعت 12:11 |
لینک ثابت |