سلام
ميخوام چند تا از پست هاي جديدو اختصاص بدم به برابر بودن يا نبودن زنان و مردان.
اينم عنوان مطالبيه كه ميخوام در موردشون براتون بنويسم.
۱. همان جور . . . دنياي گوناگون
۲. چرا به نظر مي آيد كه مردها هرگز نميتوانند چيزي را پيدا كنند . .
۳. اين بازي دو مغز است . . .
۴. گفت و شنود ـ هنر ارتباط
۵. حس جهت يابي : هنر خواندن نقشه و دوبله پارك كردن !
۶. تفكرات ، گرايشات ، عواطف و ديگر زمينه هاي فاجعه بار
۷. مرد ، زن و روابط جنسي
۸. عشق ، رمانس ، ازدواج
۹. و سرانجام . .

همان جور . . . دنياي گوناگون . . .
زن گرد آوري مي كرد . زن پرورش مي داد .
موضوع ساده است ؛ مرد غار نشين نان آور بود و زن غارنشين لانه دار .
وظيفه ي زن روشن بود ؛ به عنوان مادر بايد مهارت هايي را كسب ميكرد تا
او را در اين نقش بيشتر ياري دهد. او بايد با دقت بيشتري محيط پيرامونش
را در نظر ميگرفت تا نشانه هاي خطر را ببيند .
مهارت هاي بيشتري را بايد ميافت تا در يافتن مسيرهاي كوتاه موفق باشد
و دقتي را به دست آورد تا هرگونه تغيير در رفتار و ظاهر كودكان و بزرگسالان
را متوجه شود . موفقيت او در حفظ زندگي خانوادگي بود .
ارزش او در قدرداني مرد از خانه داري و پرورش بچه اش مشخص مي شد .
هرگز از او انتظار نميرفت به شكار حيوانات برود ،
با دشمن بجنگد و يا لامپ خانه را عوض كند .
مرد شکار می کرد . مرد حمایت میکرد .
وظيفه ي شغلي مرد صريح و مشخص بود ؛
او نان آور بود و از او تنها اين انتظار مي رفت.
هر روز از خانه بيرون مي رفت و به خاطر تهيه ي غذا براي زن
و فرزندانش در دنيايي پر از دشمن و خطر ، جان خود را در شكار
حيوانات به خطر مي انداخت . همچنين از خانواده در مقابل حيوانات
يا دشمنان وحشي حمايت ميكرد . بنابراين مهارت هاي مسير يابي دور
را كسب كرد تا راه خود را در بازگشت به خانه پيدا كند و در نشانه گيري
به توانايي هاي بالا دست يافت تا بتواند هدف هاي جنبنده را نشانه رود.
موفقيت او در كشتن حيوانات و آوردن آن به خانه بود ؛
و ارزش او در قدرداني زن از تلاش و مبارزه اش مشخص مي شد .
هر گز نيازي نبود او " روابط را تحليل كند " و از او انتظار نميرفت آشغال
را بيرون بگذارد و يا كهنه ي بچه را عوض كند .

نوشته شده توسط ღღღ مهسا ღღღ در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:43 |
لینک ثابت |